ابن الصوفي النسابة
90
المجدي في أنساب الطالبيين
در خانهء فرستندهات مىانداختم ، باو بگوى : گمان نمىكردم كه تو را آن رسد كه من در انتخاب همسر با تو رأى زنم . . . امّا آنچه را كه گفتهاى اينان « كفو » من نيستند ، اى حجّاج خداى تو را بكشد تا چه پايه نادان واز انساب قريش بي خبري ! ؟ آيا عوّام بن خويلد ( برادر حضرت خديجة عليها السّلام وپدر زبير وجدّ رمله ) كه همسر « صفيّه » دختر عبد المطلّب رضى اللّه عنه شد ، وپيغمبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله كه « خديجة » بهمسرى انتخاب فرمود ، با هم « كفو » بودند ، ولى اينك آنان « كفو » وهم شأن أبي سفيان ( وفرزندان أو ) نيستند ؟ ! « 1 » ( أغانى ج 17 ص 260 ) . أمثال اين داستان ويا داستانهائى كه أساسا بر محور علم نسب ومعرفت انساب عرب مىچرخد ، وحاكى از توجّه دقيق طبقات بالاى اجتماع بر آن
--> ( 1 ) شوهر أول « رمله » دختر زبير عثمان بن عبد اللّه بن حكيم بن حزام بن خويلد ، نوهء عموى خود أو بوده ، وپسرش عبد اللّه بن عثمان شوهر جناب سكينه دختر حضرت سيّد الشهداء صلوات اللّه عليه گرديد ، واين زن بسيار متشخّص ونامبردار است ، پس از اينكه خالد أو را بهمسرى گرفت بسيار پاى بند أو شد ، ومهر اين زن در دل خالد چنان متمكّن وجاى گير شد كه خالد در مقام اظهار محبّت وعشق خود باو با كمال وقاحت مىگويد : فإن تسلمي نسلم وإن تتنّصرى * يخطّ رجال بين أعينهم صلبا وقطعهاى كه اين بيت در آنست آنچنان بسرعت در السنة وأفواه راه يافت كه عبد الملك بن مروان خالد را سرزنش كرد ، وخالد بظاهر عقيدة وگفتهء خود را انكار كرد ، بعدها اين قطعه بصورت « تصنيف » درآمد ومغنّيان مشهور دورهء عبّاسى آن را در محافل عيش ونوش مىخواندند ، ووا أسفا كه اين پسرك وأمثال أو شاهزادگان مسلمانان ومالك رقاب وأموال مسلمين بودند .